ام اس چیست؟

در .

بیماری مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) که به اختصار به آن ام اس (MS) گفته می شود، یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) می باشد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر در سرتاسر دنیا دچار این بیماری می باشندکه حدود سیصد هزار نفر از آنها در ایالات متحده آمریکا زندگی میکنند.


بحث های زیادی در این زمینه وجود دارد که آیا بیماری ام اس در تمام طول تاریخ، بشر را گرفتار می ساخته است یا فقط از حدود 200 سال پیش برای انسانها مشکل ساز شده است. اگر چه مدارکی از تاریخ باستان وجود دارد که علایمی از بیماری ای مشابه بیماری ام اس را توصیف می کند، اما پزشکان مطمئن نیستند که آن چیزی که توصیف شده است، ام اس می باشد یا یک بیمار دیگر که در بعضی ویژگیها مشابه ام اس می باشد.


علایم اولیه بیماری ام اس
گرچه هر بمیار مبتلا به ام اس دچار علاسم مختلفی می شود اما بیشتر بماران یک یا چند علامت اولیه این بیماری شامل اختلالات بینایی ،درد،بی اختیاری ادراری،ضعف بی حسی،لرزش،خستگی،گرفتگی عضلات،سرگیجه
،اختلال در تعادل بدن،فلج،مشکلات شناختی،افسردگی و تغییرات خلق تجربه می کنند.

حداقل 80 درصد مبتلایان به بیماری ام اس از عدم کنترل بر روی مثانه خود شاکی هستند که این امر به علت ایجاد پلاک در اعصاب کنترل کننده مثانه پدید می آید. این  عدم کنترل بر روی مثانه که اصطلاحاً به آن "بی اختیاری ادراری" گفته می شود، می تواند باعث افزایش تکرار ادرار شده و فرد نیاز داشته باشد که دائماً برای دفع ادرار به دستشویی برود. همچنین به علت نشت دائم ادرار، همیشه خیس هستند. در چنین مواردی احتمال عفونت در مثانه و دستگاه ادراری نیز افزایش می یابد. در موارد نادری، بعضی از بیماران به غیر از بی اختیاری ادراری، دچار بی اختیاری در دفع مدفوع نیز می شوند.


چهار نوع اصلی بیماری ام اس عبارتند از :
1)    ام اس خوش‌خيم (Benign MS): كه در اين نوع فقط تعداد كمي حمله رخ مي‌دهد كه اين حملات نيز معمولا با بهبودي كامل همراه است. اين نوع ام‌اس در طي زمان بدتر نمي‌شود و معمولا موجب هيچ ناتواني ماندگاري نخواهد شد.
2)    نوع عود كننده و فروكش يابنده (Relapsing Remitting MS):كه اكثر مبتلايان بيماريشان را با همين نوع آغاز مي‌كنند و به اين صورت است كه در آنها هر حمله بيماري، يك دوره آرام در پي دارد كه بيماران در اين مدت مشكلي ندارند، حمله‌ها نيز معمولا غير قابل پيش‌بيني‌اند.
3)     نوع پيشرونده ثانويه (secondary Progressive MS): اين دسته مي‌توان ادامه نوع قبلي دانست يعني پس از چندين سال حمله‌ و آرامش بيمار به حدي مي‌رسد كه بدون وجود دوره‌هاي واضحي از حمله با گذشت زمان ضعيف‌تر مي‌شود.
4)    نوع پيشرونده اوليه (Primary Progressive): در اين نوع بيماري هرگز حالت‌هاي عود يا فروكش را ندارند و از همان حالت ممكن است هر زماني متوقف شود يا همچنان بدتر شود. «علائم و مشكلات شايع در ام اس» تظاهرات و سير بيماري ام اس از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. چشم‌ها نيز معمولا اولين و شايع‌ترين عضو درگير هستند، قدرت بينايي نيز معمولا در اشخاصي كه درگيري چشمي داشته‌اند تا حدي كاهش مي‌يابد. اندام‌هاي دست و پا نيز ممكن است دچار مشكلات حسي و حركتي شوند مثل احساس كرختي، به خواب رفتگي يا سوزن سوزن شدن، اشكال در راه رفتن و حركات اداري ديگر را مي‌توان نام برد. گوش‌ها گاهي دچار مشكلاتي نظير وزوز يا كاهش شنوايي مي‌شوند. احساس نياز مكرر به دفع ادرار، بند آمدن و احتباس ادرار، بي‌اختياري در دفع ادرار و بالاخره كاهش ميل و توانايي جنسي از مشكلاتي هستند كه در دستگاه ادراري - تناسلي بيماران به وجود مي‌آيند. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصا در تاريكي ممكن است به خاطر درگيري مخچه باشد به جزء اين موارد مي‌توان به مشكلاتي نظير تمركز حواس و گاهي بي‌حواسي، اضطراب، افسردگي، احساس درد در ماهيچه‌ها، اشكال در سخن گفتن، اشكال در اجابت مزاج اشاره كرد. گروهي از عوامل مي‌توانند زمينه ساز ايجاد مشكلات جديد باشند كه از آنها مي‌توان به گرما و رطوبت، وزرش‌هايي كه حرارت بدن را بالا مي‌برند، تب و مهمتر از همه اينها فشار روحي و عصبي كه استرس رواني مي‌گويند. «ام اس و فيزيوتراپي» يكي از مشكلات اصلي ما، ضعف و محدوديت در حركت است كه از طرفي به علت درگيري قسمت‌هاي حركتي در مغز و نخاع و از طرف ديگر به علت كم حركت شدن خود بيماران كه به يكي از اين عوامل مربوط مي‌شود؛ افسردگي و بي‌حوصلگي، ترس از افتادن و كم بودن تحرك داراي عوارضي مانند كوتاه و ضعيف‌تر شدن عضلات ، زخم بستر، يبوست و ... تفاوت بيماران ام اس با افرادي كه بعد از شكستگي و باز كردن گچ نيازمند به فيزيوتراپي هستند، در اين است كه فيزيوتراپي بيماران ام اس ، براي مدت نامحدودي صورت مي‌گيرد. منظور ما از انجام حركات فيزيوتراپي رسيدن به وضعيت بهتر جسمي و روحي است. «چه بخوريم؟» معمولا زماني كه فرد بيمار شد بعد از اين كه به دنبال دارو و درمان رفت به فكر مي‌افتد كه چه مواد غذايي استفاده كند و از چه غذاهايي پرهيز كند. تاكنون هيچ رابطه مشخص بين مواد غذايي و ام اس پيدا نشده است، حالا كه مي‌دانيم بوسيله رژيم غذايي نمي‌توان ام اس را درمان كرد ولي با يك برنامه‌ريزي خوب غذايي مي‌توانيم از يكسري عوارض بيماري جلوگيري كنيم. به عنوان مثال استفاده كافي از ميوه‌ها و سبزيجات علاوه بر تامين درصد بالايي از ويتامين‌هاي ضروري مي‌تواند به بهتر كار كردن دستگاه گوارش و جلوگيري از يبوست كمك بسزايي كند. ما مي‌توانيم آزادانه غذاهاي متنوعي مصرف كنيم و يا از هر برنامه غذايي كه مي‌پسنديم پيروي كنيم به شرطي كه حاوي مواد اصلي و ضروري بدن باشد. اين مواد شامل پروتيئن‌ها، هيدرات‌هاي كربن (نشاسته و قند)، چربي‌ها، ويتامين‌ها و املاح مي‌باشد. طبق جدول پيشنهادي انجمن ام اس آمريكا براي يك رژيم غذايي متعادل، بهتر است بخش اصلي غذا از هيدراتهاي كربن و سپس ميوه‌ها و سبزيجات، گوشت و سرانجام كمترين سهم آن از چربي‌ها باشدامروزه تحقیقات دانشمندان در مورد پیدایش بیماری ام اس هم بر روی عوامل خارجی زمینه ای که ممکن است باعث شروع این بیماری شوند و هم برو روی تغییراتی که در سیستم عصبی ایجاد می شود و باعث بروز علایم و مشکلات می شوند متمرکز شده است.بر طبق اظهار نظر انجمن ملی ام اس آمریکا در حالیکه علل اصلی ایجاد بیماری ام اس هنوز شناخته نشده است، بیشتر تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که چندین عامل با همکاری یکدیگر موجب بروز این بیماری می شوند. اکثر متخصصین ام اس امروزه معتقدند که این عوامل شامل سیستم ایمنی بدن، وراثت و بعضی از عوامل محیطی مثل ابتلاء قبلی به عفونتهای ویروسی می باشند. موقعیت محل جغرافیایی که افراد در آن زندگی می کنند و اثرات بعضی از هورمونها ر بدن نیز بعنوان عواملی که می توانند باعث بروز بیماری شوند مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته اند.متخصصین معتقدند که در ایجاد بیماری ام اس، فرد از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به آن می باشد. یعنی افراد مبتلا به ام اس احتمالاً استعداد مبتلا شدن به بیماری را زا بدو تولد به ارث برده اند. به نظر می رسد که افرادی که مستعد ابتلا به ام اس هستند فقط وقتی به این بیماری دچار خواهند شد که عوامل محیطی باعث روشن شدن و شروع این بیماری در آنها شوند.تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که بعضی از عوامل محیطی سبب آسیب رساندن به دی ان ای DNA می شوند که این صدمه موجب می گردد که بعدها یک بیماری خود ایمنی در فرد ایجاد شده و به میلین آنها حمله کند. در مورد بیماری ام اس، دانشمندان عقیده دارند که صدمه به دی ان ای (DNA) که در طی سالهای اولیه زندگی ایجاد می شود و فرد را مستعد ابتلا به ام اس می کند باعث خواهد شد که چندین سال بعد بیماری ام اس بوجود آید.گرچه هنوز دانشمندان نتوانسته اند ثابت کنند که چه ویروسی در ایجاد این بیماری نقش دارد (البته اگر واقعاً ویروسها در این بیماری نقش داشته باشند) اما اخیراً تحقیقات بسیار زیادی روی این موضوع انجام یم شود که ابتلاء به چنین عفونتهایی چگونه می تواند همراه با سایر عوامل مثل استعداد ژنتیکی باعث بروز بیماری ام اس شود. نظریه ای که اخیراً اعلام شده این است که شاید ویروسی که در ایجاد این بیماری نقش دارد حاوی ماده شیمیایی مشابه میلین می باشد. به محض اینکه سیستم ایمنی بدن بر علیه این ویروسها تولید آنتی بادی (پادتن) می کند آنتی بادی ها اشتباهاً بجای ویروسها، میلین را به عنوان یک جسم خارجی شناسایی نموده و به آن حمله می کنند.نظریه دیگر این می باشد که عفونت ویروسی باعث ناتوان کردن سیستم ایمنی بدن می شود و در نتیجه این سیستم قادر به تشخیص تفاوتهای بین میلین خود بدن و اجسام خارجی نبوده و به آن حمله می کند. یک نظریه مشابه دیگر نیز وجود دارد  که می گوید ویروس ممکن است به سیستم ایمنی بدن حمله کرده و آن را ناتوان سازد و در نتیجه  مشکلات بعدی را ایجاد کند. اکثر افرادی که به بیماری ام اس دچار می شوند اولین علایم آن را در سنین بین 15 تا 45 سالگی نشان می دهند نقش هورمونهایی که در دوران بلوغ فعال می شوند را در ایجاد بیماری ام اس مطرح می سازد. در تحقیقاتی که اخیراً انجام شده نشان داده شده است که تجویز بعضی از هورمونهای جنسی به بیماران مبتلا به ام اس، به نظر می رسد که در بسیاری از افراد مبتلا به نوع عود کننده- فروکش کننده ام اس، در کنترل حملات این بیماری کمک کننده بوده است. در تحقیق دیگری که صورت گرفته، دیده شده است که خانمها در هنگام حاملگی از تعداد علایم و مشکلات حاد آنها کم می شود که شاید به علت افزایش هورمونهای استروژن و پروژسترون در آنها باشد.با وجود عوامل بسیاری که ممکن است در ایجاد بیماری ام اس نقش داشته باشند احتمالاً پیدا شدن علل واقعی بروز این بیماری چندین سال طول خواهد کشید. با اینحال، پیشرفتهای جدیدی که در چگونگی نقش ژنتیک، سیستم ایمنی بدن و عوامل محیطی مثل ویروسها شده است، پزشکان را بیش از هر زمان دیگری به کشف چگونگی ابتلاء بعضی از افراد به این بیماری نزدیکتر کرده است. همچنین این اطلاعات جدید باعث خواهد شد که پزشکان راهی را پیدا نمایند که از این بیماری در سایر افراد پیشگیری شود و درمانهای جدیدتر و بسیار مؤثرتری را برای افراد مبتلا کشف نمایند.


داروهای کند کننده روند پیشرفت بیماری ام اس
داروهای حاوی اینترفرون که برای کند کردن روند پیرشفت بیماری ام اس استفاده می شود از انواع اینترفرون بتا و اینترفرون بتا 1-a می باشند. داروی بتاسرون (Betaseron) و داروی بتافرون (Betaferon) که نامهای تجاری اینترفرون بتا می باشند، از سال 1994 میلادی به بازار دارویی وارد شده اند. و چون هنوز مدت زمان زیادی از مصرف آنها نمی گذرد، پزشکان هنوز از اثرات طولانی مدت آنها اطلاعی ندارند. اما در تحقیقات بالینی نشان داده شده است که این داروها باعث کاهش تعداد و شدت حملات ام اس در حدود دو سوم بیماران می گردند. همچنین این داروها باعث کاهش تعداد مناطق جدید از بین رفتن میلین می شوند که با استفاده از ام آر ای مشاهده می گردد.
به نظر می رسد که اینترفرون بتا در انواع ام اس عودکننده- فروکش کننده و پیشرونده- ثانویه بخوبی کار می کند. این دارو بصورت تزریقی بوده و بطور یک روز در میان از آن استفاده می شود. بعضی از بیماران یاد می گیرند که خودشان آمپول را به خودشان تزریق نمایند اما بعضی دیگر ترجیح می دهند که افراد دیگری این کار را برایشان انجام دهند. تزریق اینترفرون بتا می تواند باعث قرمز شدن، تورم و درد در محل تزریق شود. همچنین می تواند باعث ایجاد علایم شبیه آنفولانزا و افسردگی شود. تزریق این دارو در هنگام حاملگی باعث بروز نواقصی در جنین می گردد.
دومین دارویی که برای کند کردن روند پیشرفت بیماری از آن استافده شد، داروی اینترفرون بتا 1-a بود که در سال 1997 میلادی با نام تجاری آوونکس (Avonex) به بازار آمد. این دارو از نظر شیمیایی خیلی شبیه به اینترفرونی است که بطور طبیعی در بدن ساخته می شود. مصرف داروی آوونکس برای بیماران بسیار راحت تر است زیرا برخلاف اینترفرون بتا، این دارو را می توان هفته ای فقط یک بار تزریق نمود و در بسیاری از افراد باعث هیچگونه التهابی در محل تزریق نخواهد شد. با اینحال همانند اینترفرون بتا، این دارو نیز می تواند علایم شبیه آنفولانزا و افسردگی ایجاد نماید و نباید آن را در هنگام حاملگی مصرف نمود.


اروی آوونکس همانند دو دارویی که از اینترفرون بتا ساخته می شوند (یعنی بتاسرون و بتافرون) باعث کاهش شدت و تعداد حملات ام اس می شود و از تعداد پلاک های عصبی کم می نماید و به بیمار اجازه می دهد که عملکرد فعلی جسمی و روحی خود را به مدت طولانی تری حفظ نماید.


در سال 2002 میلادی، سازمان دارو و غذای آمریکا (FDA) نوع دیگری از اینترفرون بتا 1-a را با نام ریبیف (Rebif) مورد تایید قرار داد. داروی ریبیف شباهت زیادی به داروی آوونکس دارد و زمایای آن نیز شبیه آوونکس است اما در بعضی از بیماران بهتر کار می کند. با این حال همه بیماران قادر به تحمل داروی ریبیف نمی باشند زیرا دارای عوارض جانبی ای مثل بروز التهاب در محل تزریق، مشکلات کبدی و کاهش تعداد گلبولهای سفید می باشد.


گلاتامیر استات با نام تجارتی کوپاکسیون (Copaxone) داروی دیگری است که برای کند کردن پیشرفت بیماری ام اس در دسترس می باشد. این دارو با فریب سیستم ایمنی بدن باعث می شود که جلوی انهدام میلین گرفته شود. از آنجایی که داروی کوپاکسون خیلی جدید می باشد، پزشکان هنوز نمی دانند که در طولانی مدت این دارو چگونه اثر می کند، اما تا حالا به نظر می رسد که در افرادی که دچار ام اس نوع عود کننده- فرئکش کننده هستند باعث کاهش تعداد و شدت حملات حاد می شود. با اینحال، گرچه این دارو به آن اندازه که اینترفرون بتا به بمیاران کمک می کند، اثر ندارد و باید بطور روزانه هم تزریق شود، اما داروی کوپاکسون دارای عوارض جانبی کمتری می باشد و بنابراین برای بیمارانی که نمی توانند اینتفرون بتا را تحمل نمایند، داروی مناسبی می باشد.


چنان چه ما این گونه بیماران را قبل از رسیدن به مرحلة بحرانی و ناتوانی کامل تحت مداوا با رژیم غذایی کم چربی قرار دبهیم 95 درصد آنان حدود 30 سال بدون گرفتار شدن در چنگال ناتوانی مطلق به زندگی خود ادامه خواهند داد. دکتر سوانک می گوید، کسانی که به خوردن غذاهای پرچربی ادامه دهند در سراشیبی زندگی قرار گرفته و در عرض 20 سال فوت می کنند. حالا او به این نتیجه رسیده است که با مصرف کمتر از 15 گرم چربی در روز چربی اشباع شده اثرات مفیدتری در امر بهبود بیماری ام- اس به دست می آید. چربی موجود در لبنیات روی بیماران مبتلا به ام- اس اثرات مخرب تری بر جای می گذارد. در این میان دشمن شماره 2 این بیماری چربی گوشت می باشد.

رژیم غذایی کم چربی در مورد بیماران مبتلا به ام-اس
در سال اول قطع مصرف گوشت قرمز از جمله گوشت تیرة مرغ و بوقلمون. بعد از آن هفته ای حداکثر 90 گرم گوشت قرمز که در صورت امکان بدون چربی باشد.


عدم مصرف لبنیات حاوی بیش از یک ردصد چربی. می توانید هرچقدر که دلتان بخواهد از لبنیاتی نظیر شیر بدون چربی، شیر چربی گرفته شده، شیر کره گرفته شده، شیر سرشیر گرفته تبخیر شده، پودر شیر خشک بدون چربی، پنیر آبکش شده شیر سرشیر گرفته تبخیر شده، پودر شیرخشک بدون چربی، پنیر آبکش شده کم چرب، کشک خشک شده محلی، پنیرهای بدون چربی 99 درصد، ماست بدون چربی استفاده نمایید.
عدم مصرف غذاهای آماده که با روغن های اشباع شده تهیه گردیده باشد.
عدم مصرف بیش از 15 گرم یا سه قاشق چایخوری روغن اشباع شده در روز. یک لیوان شیر چربی گرفته نشده حاوی 5 گرم، یک قاشق غذاخوری کره حاوی 7 گرم، 30 گرم پنیر خامه یا پنیر چدار حاوی 6 گرم روغن اشباع شده می باشد.


مصرف حداقل 4 و حداکثر 10 قاشق چایخوری روغن اشباع شده در روز نظیر روغن آفتابگردان، روغن رت، روغن پنبه تخم، روغن سویا، روغن کنجد، روغن جوانه گندم، روغن تخم بذرک، روغن کبد ماهی و همچنین مصرف حداقل دو وعده غذای ماهی در هفته یا روزانه 30 گرم غذای دریایی به طور متوسط.